قرض الحسنه در ردیف نماز و روزه
خدا در آیه دیگری، قرضالحسنه را در ردیف نماز و زکات میآورد و میفرماید: "... أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَقْرِضُوا اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا ...؛ ... نماز به پادارید و زکات بدهید و به خدا قرض بدهید؛ قرض نیکویی...". (مزمل: 20) از این آیه، چندین نکته دیگر نیز استفاده میشود: الف) خداوند، قرضالحسنه را در ردیف و سیاق نماز و روزه آورده است که اهمیت بسیار قرض را نشان میدهد. ب) اعمال صالح، تنها نماز و زکات نیست، بلکه قرضالحسنه دادن نیز لازم است. حتی آن را با فعل "اقرضوا" به صیغه امر آورده است. صیغه امر در اینجا، به معنای فقهیاش، به معنای وجوب قرض نیست، ولی این سنّت الهی و این عمل مستحب به قدری اهمیت دارد که لازم است همواره شعار زبان و عملی هر مسلمانی باشد؛ زیرا با رواج این عمل در جامعه اسلامی، اختلاف طبقاتی رخت برمیبندد. اگر همه مسلمانان دنیا در همه شئون زندگی، این عمل را معیار خود قرار دهند و به مقدار توان به آن بپردازند، آیا فقری در جامعه پدید میآید؟ آیا جامعه، دیگر به دو قطب سرمایهدار و فقیر تقسیم میشود؟ آیا در این صورت، جامعه اسلامی عزت پیدا نمیکند و نیاز آنان به بیگانگان که همیشه با استعمار و استثمار همراه است، پایان نمییابد؟ آیا اگر فقری که بنا به فرموده امام علی علیهالسلام، مرگ به شمار میآید (اَلْفَقْرُ، اَلْمَوْتُ الاَکْبَرُ)، از یک فرد یا خانواده یا جامعه برطرف شود، سبب نمیشود بسیاری از گناهان و گرفتاریهایی همچون سرقت، راهزنی، خیانت به امانت و مانند اینها از آن جامعه رخت بربندد؟ خداوند در آیه دیگری، اهمیت قرض دادن را چنین بیان میکند: "وَ أَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا َلأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ؛ به خدا قرض نیکو دهید [و سود نخواهید] تا گناهان شما را بیامرزم." (مائده: 12) خداوند در این آیه، علت آمرزش گناهان را قرض دادن میداند و به صورت قضیه شرطیه، نوعی ملازمه و رابطه علی و معلولی میان قرض دادن و آمرزش گناهان قائل میشود که نکتههای بسیاری دارد".