- صندوق قرض الحسنه طوبی پس از 2 سال فعالیت موفق توانسته است بدون سرمایه اولیه و فقط با دریافت حق عضویت ماهانه، به تمام اعضا یک دوره وام قرض الحسنه پرداخت نماید. لازم به ذکر است تک تک اعضا در ثواب این امر خیر سهیم میباشند.
- بنا بر تصمیم هیئت مدیره پس از بررسی شرایط کنونی، خدمت جدیدی تحت عنوان "قرض الحسنه اضطراری" به اعضای صندوق ارائه میگردد و هدف از این خدمت جدید، بر طرف نمودن مشکلات پیش بینی نشده اعضا با شرایط و روال ذیل می باشد.
شرایط :
- سقف مبلغ قرض الحسنه اضطراری 1.000.000 تومان میباشد.
- حداکثر زمان بازپرداخت قرض الحسنه اضطراری 3 ماه پس از تاریخ دریافت میباشد.
- درخواست کمتر از 1.000.000 تومان و باز پرداخت پیش از موعد (سه ماه) باعث میشود اعضای بیشتری از این خدمت استفاده کنند.
- متقاضی، ملزم به پرداخت ماهیانه، مبلغی به عنوان قسط نمیباشد، بلکه میتواند کل مبلغ را به صورت یکجا یا به صورت اقساط دلخواه، حداکثر تا 3 ماه بازپرداخت نماید.
- به علت محدودیت موجودی "صندوق قرض الحسنه اضطراری" اولویت با افرادی است که زودتر درخواست نمایند.
- متقاضی نباید از بابت قرض الحسنه اضطراری بدهی داشته باشد و درصورت درخواست قرض الحسنه اضطراری مجدد، میبایست بدهی قبلی خود را تسویه نماید.
روال دریافت قرض الحسنه اضطراری :
- مسول امور مربوط به قرض الحسنه اضطراری آقای مصطفی ضابط میباشد.
- شماره تماس 09127470590
_ ارائه درخواست مبلغ و مدت زمان بازپرداخت به مسئول مربوطه
_ بررسی درخواست و موجودی صندوق توسط مسئول
_ پس از بررسی، در صورت مهیا بودن شرایط، قرض الحسنه اضطراری طی حداکثر 24 ساعت به
درخواست کننده پرداخت میشود.
قَضاءُ حاجَهِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّه مُتَقَبَّله بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَه لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس فى سَبیلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.
فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.
أمالى الصدوق: ص ۱۹۷.
مرجع فقید و عارف بزرگ، مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهاءالدینی، در خصوص فضائل حدیث شریف کساء فرموده اند:
جناب آقای دکتر نوری مطلق در ارتباط با آثار و برکات حدیث کساء در زندگی شان چنین نقل کرده اند :
بیش از چهار سال است که شب پانزدهم هر ماه در منزل جلسه قرائت حدیث کساء برگزار می کنیم. علت انتخاب شب پانزدهم آن است که مرحوم پدرمان که از فضلای حوزه علمیه بودند به بزرگداشت یاد و خاطره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام عنایت ویژه ای داشتند. به ویژه به مناسبت میلاد مسعود امام زمان عجل الله فرجه در نیمه شعبان مراسم باشکوهی برگزار می کردند. ما هم پس از رحلت ایشان آن برنامه را ادامه داده و خواندن حدیث کساء را در شب پانزدهم هر ماه قرار دادیم. از آغاز این برنامه تاکنون جلسه حدیث کساء در هر وضعیتی برقرار بوده است ، هر چند از نظر مالی در مضیقه قرار داشتیم. مواردی اتفاق افتاده که برای برپایی جلسه مجبور به قرض گرفتن شدیم ، ولی هیچ گاه برای ادای قرض به زحمت نیفتادیم و به برکت این جلسه هزینه ها به راحتی پرداخت شده است. در این مراسم سعی بر این بوده است که از شرکت کنندگان با مختصر شامی پذیرایی شود. در این چهار سال بارها اتفاق افتاده که مشکلات بزرگی که حل آنها از راه های معمولی برای ما و دیگر شرکت کنندگان جلسه ناممکن بوده حول و حوش برقراری جلسه حدیث کساء برطرف شده است و ما این عنایت را از لطف و توجه اهل بیت علیهم السلام به جلسه حدیث کساء می دانیم.
اما آنچه به طور خاص در زمینه آثار و برکات حدیث شریف کساء واقع شده .......
سوال و جواب حکم شرعی در مورد صندوق :
سامانه پاسخگویی بسیج
پایگاه اینترنتی : www.Pasokhgooi.ir
بنام خدا سلام در خانواده اقدام به تاسیس صندوق قرض الحسنه نموده ایم هر ماه مبلغی را به عنوان حق عضویت پرداخت می کنیم سوال 1 -پرداخت حق عضویت جهت دریافت وام چه حکمی دارد ؟ سوال 2 -خمس مبلغ حق عضویت چه می شود؟ باتشکر
پاسخگو:صاعد رازی زمان:1391/10/12
دوست خوبم سلام
به نظر میرسد که این
حق عضویت خارج از مبلغ وام نیست. یعنی، وام چیزی جدا از این مبلغ نیست.
به نظرات فقها در این
خصوص دقت کنید:
حضرت آیة الله خامنهای
مدظله:
قرض دادن و قرض گرفتن
به صورت قرض الحسنه به افراد بدون اخذ زیادی اشکالی ندارد.
حضرت آیة الله مکارم شیرازی
مدظله:
در صورت اشاره شده اشکالی ندارد.
حضرت آیة الله سیستانی
مدظله:
در صورت اشاره شده اشکالی
ندارد.
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی
ره:
اگر پول اول به عنوان
مشارکت باشد حرام نیست ولی، اگر به عنوان قرض به شرط پرداخت وام باشد حرام است.
حضرت آیة الله صافی
گلپایگانی مدظله:
در فرض سؤال اگر به جز
اصل وام از گیرنده چیزی نگیرند و نیز، دادن وام مشروط به اینکه پولی که به صندوق میریزند مدتی در صندوق
بماند مثلاً یک ماه بیشتر یا کمتر نباشد اشکال ندارد.
حضرت آیة الله تبریزی ره:
چنانچه افراد با
تراضی پول میگذارند و با قرعه یا بدون قرعه به کسی قرض میدهند
مانعی ندارد.
حضرت آیة الله
بهجت ره:
اگر وام بدون بهره
باشد اشکال ندارد.
****************************************************
سه تا حدیث، هر حدیثی را 20 ثانیه یعنی سه تا حدیث میشود یک دقیقه حدیث 20 ثانیهای: بسمه تعالی، امام جواد (علیه السلام) فرمود، امام فرمود به مردم بگوئید من امام هستم ضامن هستم اگر خمس بدهید مالتان کم نشود نترسید 20 ثانیه دوم امام کاظم (علیه السلام) فرمود کسی که حق واجب را ندهد خدا جوری زندگی اش را تاب میدهد که دو برابر آن مبلغ در راه باطل خرج کند حدیث سوم امام رضا (علیه السلام) فرمود کسی آمد گفت میشود آقا خمس را از ما نگیرید فرمود میخواهی نده، نده اما ما به کسی که خمس ندهد دعا نمیکنیم خودتان را از دعای ما محروم نکنید
خمس در آیات و روایات :
خمس در قرآن کریم
«وَ اعلَموا أنّما غَنِمتُم مِن شَىءٍ فَاِنّ لِلّهِ خُمُسَه و لِلرَّسولِ ولِذِى
القُربى وَ الیَتامى والمَساکینِ وابنِ السَّبیلِ اِن کُنتُم آمَنتُم
بِاللّه...»(1)
«اگر به خدا ایمان دارید، بدانید هر چه را به عنوان غنیمت بدست مىآورید، بى تردید
یک پنجم آن براى خدا و رسول و خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان است.»
تاریخ نزول آیه
بعضى زمان نزول آیه را جنگ بنى قینقاع (15 شوال سال دوم هجرى) مىدانند،(2) برخى
زمان نزول را جنگ اُحد (7 شوّال سال سوم هجرى)(3) و بعضى جنگ بدر (رمضان سال دوم
هجرى) مىدانند.(4) که خداوند از مجاهدان اسلام مىخواهد خمس آنچه را در جنگ به
غنیمت بردهاند، پرداخت نمایند.
نگاهى دقیقتر به آیه خمس
نگاهى به آیه خمس اهمیّت آن را نشان مىدهد زیرا:
1- در کمتر آیهاى مربوط به احکام، این همه تأکید پى در پى آمده است. کلمات
«واعلموا، انّما، من شى، فانّ، للّه خُمُسه (بجاى «خمسه للّه») و ان کنتم آمنتم»
نشان تأکید است.
2- براى تهییج مردم مىفرماید: اگر ایمان دارید، خمس بدهید. بنابراین پرداخت آن از
لوازم ایمان شناخته شده است.
3- جمله «فانّ للّه خُمُسه» (که به اصطلاح جمله اسمیّه است) بیانگر این است که این
حکم دائمى است، نه موقّت و موسمى. به علاوه چیزى که نشانه ایمان است نمىتواند
موقّت باشد.
4- کلمه «واعلموا» در اول آیه به معناى آن است که باید خمس دادن باورتان بیاید و
مسئله را جدى بگیرید. راستى عجیب است که شرکت در جبهه، کنار پیامبر بودن، اهل نماز
و روزه بودن، عقاید سالم داشتن، از مهاجرین، انصار و سابقین بودن، مجروح شدن و
بالاخره بر سپاه کفر پیروز شدن به تنهایى کافى نیست، زیرا با آن همه کمالات باز هم
قرآن مىفرماید: اى رزمندگان پیروز! اگر ایمان دارید خمس غنائم را بپردازید. اگر
به بعضى از دستورات مثل جهاد و نماز عمل کردید، ولى به دستور خمس عمل نکردید،
ایمان واقعى ندارید.
یک نکته مهم
رسول خداصلى الله علیه وآله در شب جنگ بدر نخوابید و دائماً دعا مىکرد و
مىفرمود: خدایا! این گروه اندک از مسلمین روى زمین مشابهى ندارند، اگر اینها شکست
بخورند روى زمین بنده مؤمنى نخواهى داشت.(5) امّا قرآن خطاب به همین رزمندگان
مىفرماید: اگر ایمان دارید، خمس بدهید. یعنى چه بسا تعداد مؤمنان در جهان بسیار
کم باشد، ولى حتّى همین تعداد کم که مشمول دعاى پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله
نیز هستند، اگر به تکلیف الهى و پرداخت خمس عمل نکنند، ایمان ندارند.
اهمیّت خمس
نه تنها در آیه 41 سوره انفال، پرداخت خمس شرط و لازمه ایمان شمرده شده، بلکه
چهارمین آیه این سوره نیز نشانه مؤمنان واقعى را کمک به محرومان مىداند و
مىفرماید: «مؤمنان کسانى هستند که هرگاه خداوند یاد شود دلهایشان مىطپد و... از
آنچه به آنها روزى کردهایم انفاق مىکنند. اینان همان مؤمنان حقیقى هستند.» آرى،
پرداخت خمس از جهات متعددى داراى اهمیّت است که ما به بعضى از آن جهات فهرستوار
اشاره مىکنیم.
در منابع حدیثی شیعی و سنّی، احادیث فراوانی در مورد "قرض" دیده میشود. با توجه به تبیین شایسته "قرض"، در سیره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهو ائمه معصومین علیهمالسلام، مسلمانان رفته رفته درک صحیحی از "قرض حسن" پیدا کردند. قرض، پیش از دوران نبوت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز در جامعه آن روز عربستان و دیگر جوامع رایج بوده است. البته با توجه به آیات قرآنی و نیز احادیث و نوشتههای تاریخنویسان، برمیآید که قرض رایج در آن زمان با قرض مورد تأیید مکتب اسلام، فرق داشته است. قرضی که در آن زمانها داده میشد، بیشتر از نوع "ربوی" بود و سرمایهداران بیشتر از این رهگذر، در پی سود بیشتر بودند تا انجام یک کار خیر و گرهگشایی از گرفتاری دیگران. پس از ظهور اسلام، با توجه به روح آموزههای اسلامی که برای احیای ارزشهای انسانی وضع شده بود، ضروری بود مسئله "قرض" نیز در کنار بسیاری از مسائل دیگر، با نگاهی نو مطرح شود. روایات و آیات موجود در مورد این عمل نیک، بیان میکنند که قرض "حسن"، نه تنها به حل بسیاری از گرفتاریهای مردم کمک میکند، بلکه یک رفتار ارزشی و مؤثر در خودسازی و شکوفایی فردی و اجتماعی است. درست در نقطه مقابل قرض ربوی که نابودکننده روح ایثار و برادری و برابری و بسیاری از فضایل انسانی است؛ قرض حسن، احیاگر ارزشهای دینی و انسانی همانند ایثار، عطوفت و مهربانی است. اکنون برای پی بردن به جنبههای گوناگون فرهنگ قرض حسن در منابع روایی، به حدیثهای گردآوری شده در این زمینه میپردازیم.
خدا در آیه دیگری، قرضالحسنه را در ردیف نماز و زکات میآورد و میفرماید: "... أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَقْرِضُوا اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا ...؛ ... نماز به پادارید و زکات بدهید و به خدا قرض بدهید؛ قرض نیکویی...". (مزمل: 20) از این آیه، چندین نکته دیگر نیز استفاده میشود: الف) خداوند، قرضالحسنه را در ردیف و سیاق نماز و روزه آورده است که اهمیت بسیار قرض را نشان میدهد. ب) اعمال صالح، تنها نماز و زکات نیست، بلکه قرضالحسنه دادن نیز لازم است. حتی آن را با فعل "اقرضوا" به صیغه امر آورده است. صیغه امر در اینجا، به معنای فقهیاش، به معنای وجوب قرض نیست، ولی این سنّت الهی و این عمل مستحب به قدری اهمیت دارد که لازم است همواره شعار زبان و عملی هر مسلمانی باشد؛ زیرا با رواج این عمل در جامعه اسلامی، اختلاف طبقاتی رخت برمیبندد. اگر همه مسلمانان دنیا در همه شئون زندگی، این عمل را معیار خود قرار دهند و به مقدار توان به آن بپردازند، آیا فقری در جامعه پدید میآید؟ آیا جامعه، دیگر به دو قطب سرمایهدار و فقیر تقسیم میشود؟ آیا در این صورت، جامعه اسلامی عزت پیدا نمیکند و نیاز آنان به بیگانگان که همیشه با استعمار و استثمار همراه است، پایان نمییابد؟ آیا اگر فقری که بنا به فرموده امام علی علیهالسلام، مرگ به شمار میآید (اَلْفَقْرُ، اَلْمَوْتُ الاَکْبَرُ)، از یک فرد یا خانواده یا جامعه برطرف شود، سبب نمیشود بسیاری از گناهان و گرفتاریهایی همچون سرقت، راهزنی، خیانت به امانت و مانند اینها از آن جامعه رخت بربندد؟ خداوند در آیه دیگری، اهمیت قرض دادن را چنین بیان میکند: "وَ أَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا َلأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ؛ به خدا قرض نیکو دهید [و سود نخواهید] تا گناهان شما را بیامرزم." (مائده: 12) خداوند در این آیه، علت آمرزش گناهان را قرض دادن میداند و به صورت قضیه شرطیه، نوعی ملازمه و رابطه علی و معلولی میان قرض دادن و آمرزش گناهان قائل میشود که نکتههای بسیاری دارد".
در سورههای مختلفی از قرآن از جمله در سورههای مائده، حدید، بقره، مزمل و مانند آن به آیاتی میرسیم که با اندک تفاوتی با یکدیگر، همگی درباره اهمیت قرض و فضیلت آن متفق هستند. مثلاً در سوره حدید میخوانیم: اِنَ الْمُصِّدِقینَ وَ الْمُصَدِّقاتِ وَ اَقْرَضُوا اللّهَ قَرْضا حَسنا یُضاعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ اَجْرٌ کَریمٌ. (حدید: 18) برای مردان و زنان انفاقکننده و آنها که به خدا قرض میدهند، پاداشی چندین برابر هست و آنان پاداش ارزشمندی دارند. واژه "کریم" در این آیه، لطف دیگری دارد و آن اینکه خداوند در برابر قرضالحسنه، حسنه و پاداش میدهد، ولی انتظاری در برابر این پاداش و حسنه از بنده خود ندارد. معنای کریم نیز به همین معنا دلالت دارد و آن نیز از لطف خالی نیست؛ زیرا خداوند در برابر عمل نیکوی گناهکاری که به دیگری قرضالحسنه میدهد، پاداش میدهد و در مقابل این پاداش نیز هیچ انتظاری از بندهاش ندارد. بالاتر اینکه همه بندگان را به این پاداش با کرامت فرامیخواند، آنجا که میفرماید: مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضا حَسنا فَیُضاعِفَهُ لَهُ. (بقره: 245) کیست آن کسی که به خدا قرض نیکویی بدهد و خدا آن را چندین برابر میکند [و به او باز میگرداند].
خداوند، طرف قرض
قرض دادن در اسلام، از امور مستحبی مؤکد است و ریشه قرآنی و روایی دارد. موضوع قرض در قرآن، در چهارده آیه در سورههای مختلف، همراه انفاق و احسان به صورتهای مختلف و با مشتقهای گوناگون به صورت ماضی، مضارع، امر و مصدر مطرح شده است. نکته مهم در این آیات آن است که هر چند قرضدهنده، مال را به ظاهر به شخص قرضگیرنده میدهد و نه به خدا ـ زیرا خداوند نیازی به قرض گرفتن ندارد ـ تا گرفتاری فرد، خانواده یا جامعهای را برطرف کند، ولی خداوند در قرآن، خودش را طرف قرض میداند؛ گویا قرض مستقیم به او داده میشود و اوست که مال قرض را میگیرد: اِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قرضا حَسنا یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْلَکُمْ وَ اللّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ، عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشِّهادَةِ اَلْعَزیزِ الْحَکیم. (تغابن: 17 و 18) اگر به خدا وام نیکو بدهید، آن را برای شما چند برابر میکند و شما را میآمرزد و خدا، سپاسگزار، بردبار، دانای نهان و آشکار، عزیز و استوار است. در این آیه، نکتههای ظریفی وجود دارد که به چند مورد اشاره میشود: الف) خداوند، خودش را وامگیرنده معرفی میکند و فعل "تقرضوا" را که از ریشه اقراض است، به خودش نسبت میدهد.